سوالات فضولانه
۱- مي گويند اسلام 1400 سال پيش وارد ايران شد . يك مورخ و يك انسان عاقل
علاقه دارد بداند آيا از اين تاريخ يعني «قرن دوم و سوم و چهارم يا حتي پنجم ( اصلا آوانس تا قرن هشتم!!!)» مي توان اثري از يك مسجد جامع در شهرهاي بزرگ و تاريخي چون نيشابور يا شيراز يا اهواز (شهري كه عربها از اين شهر وارد ايران شدند) پيدا كرد ؟ آيا شهري مانند نيشابور كه اينهمه از شكوه و عظمتش تعريف كرده اند براي بر گزاري نماز جمعه مسلماناني كه ادعا مي كنند در 1400 سال پيش وارد ايران شده اند نبايد مسجدي داشته باشد ؟؟؟؟؟
۲- از مظاهر تمدن و تحركات اجتماعي و داد و ستد اقتصادي در يك كشور
داشتن بناهاي بزرگ و عام المنفعه از جمله : ( كاروانسرا ها ، بازار ، مسجد ، آب انبار و حمام و. . . ) است كه بدون وجود آنها هر گونه ادعا مبني بر وجود تمدن درخشان و حيات اجتماعي گسترده و منظم و پويايي ، غير قابل قبول است . حال يكنفر به كتابخانه عمومي شهرش مراجعه كند و با مطالعه «دائره المعارف آثار تاريخي ايران» يكي از اينگونه بناها را در قرون سه يا چهار يا پنج يا .... تا قبل از صفويه اگر توانست پيدا كند (من خودم گشته ام شما هم اگر خواستيد بگرديد ولي به جرات ميتونم بگم تمام اين بناهاي مهم اجتماعي 70 درصد مربوط به صفويه و 30 درصد مربوط به زنديه و قاجاريه بود و هيچ بناي مربوط به دوران صفويه پيدا نكردم) و اگر شما هم پيدا نكرديد پس بدونيد واقعا تا زمان صفويه هيچ تجمع انساني تو اين مملكت نبوده (آقا جان مثلا همين سعدي و حافظ تو كدوم مسجد نماز مني خوندند يا آب خونشون رو از كدوم آب انبار شهر تهيه مي كردند ؟ يا مسلمانان شهري مثل اصفهان بعد از عمل زنا شويي براي غسل به كدوم گرمابه مي رفتند ؟ )
۳- حتما در كتابهاي تاريخ خونديد كه مثلا «مهديقلي بيك سفير شاه عباس ي
كم در كشور آلمان » بوده و يا حتي خاطراتي از اين سفير در ديار فرنگ خونده باشيد . اونهم در چه قرني ؟ قرن 11 ه.ق يعني بين 1000 تا 1099 ه.ق ، برابر (1590 الي 1690 ميلادي) . حال به اين نوشته از معتبرترين تاريخ نگار جهان يعني ويل دورانت توجه كنيد :
« بار دیگر به خاطر بیاوریم که در قرن هیجدهم آلمان یک ملت نبود، بل که فدراسیونی نا استوار از کشورهای مستقلی بود که در ظاهر «امپراتور مقدس روم» در وین را به عنوان رهبر خود پذیرفته بودند و گاه گاه نمایندگانی به رایشتاگ یا دیت آن امپراتوری، که وظایف اصلی اش شنیدن نطق ها و تحمل تشریفات و انتخاب امپراتور بود، می فرستادند. این کشورها زبان، ادبیات و هنر مشترکی داشتند ولی از لحاظ آداب،لباس، پول رایج و عقاید مذهبی با یکدیگر متفاوت بودند. این از هم گسیختگی سیاسی منافعی هم داشت. تعدد دربارهای امیر نشینان به تنوع تحرک آور فرهنگ ها کمک می کرد. ارتش های آنان برای ایجاد وحشت در دل اروپاییان با یکدیگر متحد نمی شدند و کوچک بودند و به دلیل سهولت مهاجرت، به میزان قابل توجهی روا داری مذهبی در مذهب، رسوم و قوانین بر کشور کلیسا، و مردم تحمیل می شد»
(ویل دورانت، جلد دهم، روسو و انقلاب، ص ۶۸۵)
« آلمان، مانند ایتالیا، در قرن شانزدهم، ملتی واحد را، اگر مفهوم آن مردمی تحت یک دولت و قانون باشد، تشکیل نمی داد. آلمان در ۱۸۰۰ به صورت اتحادیه ی سست بنیادی بود، مرکب از ۲۵۰ کشور که هریک قوانین و سیستم مالیاتی مخصوص خود را داشت، و بسیاری از آن ها دارای ارتش و مسکوکات و مذهب و آداب و لباس ویژه ی خود بودند و برخی به لهجه ای سخن می گفتند که برای نیمی از جهان آلمانی نامفهوم بود » .
(ویل دورانت، جلد یازدهم، عصر ناپلئون، ص۸۲۱)
حال در حالي كه آلمان تنها 150 سال است كه يك كشور متحد و متمركز است و از طرفي اموري از قبيل «سفارتخانه» ناشي از روابط ديپلماتيك يك قرن اخير است ، پس 500 سال پيش شاه عباس در كشوري به اسم آلمان كه اصلا دولتي نداشته چگونه سفير داشته ؟

۴- در كتاب عالم آراي عباسي (معتبر ترين متن درباره تاريخ صفويه) مي خوانيم :
« گفتار در قضایای اودئیل ترکی (سال گاو) مطابق سنه اثنی و عشرین و الف هجری (۱۰۲۲) و بعضها موافق ثلث و عشرین و الف (۱۰۲۳) که سال بیست و هفتم جلوس همایون اقدس است: نوروز سعادت افروز این سال در روز چهارشنبه بیست و هفتم شهر محرم الحرام سنه ثلث و عشرین و الف (۱۰۲۳) اتفاق افتاده خورشید جهان آراء بعد از انقضاء نه ساعت و ده درجه و دوازده دقیقه ی روز مذکور از برج حوت به منزل عز و شرف یعنی برج حمل تحویل نموده آغاز بهار خجسته آثار شد) . »
( اسکندر بیگ ترکمان، تاریخ عالم آرای عباسی،جلد دوم، ص ۸۶۰ )
همانطور كه مي بينيد به وضوح ساعت تحويل سال 991 هجري شمسي = 1613 ميلادي را (يعني نزديك به 400 سال قبل ) را با دقت دقيقه مشخص كرده . حالا ببينيم اولين ساعتي مي توانست دقيقه و ثانيه را نشان بدهد در چه سالي اختراع شد ؟
تاريخچه ساعت :
« با پیشرفت علم و دانش بشری، بتدریج ساعتهای دقیق تر مکانیکی، وزنه ای، فنردار،برقی، باطری دار و کامپیوتری جای ساعتهای آبی،آفتابی و ماسه ای را گرفتند.مخصوصا" از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ های دندانه دار، که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه بطور ساده امکان پذیر گردید. در اوایل قرن شانزدهم (يعني از سال 1600 به بعد ) اولین ساعت مچی آهنی، که نسبتا" زمخت بوده، توسط یکنفر آلمانی ساخته شد . بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دندانه های بسیارکوچک،امکان ساختن ساعتهای مچی ظریف بوجود آمد،بطوریکه اولین ساعتهای مچی شبیه ساعتهای امروزی،در کشور سوئیس «از سالهای 1790 به بعد» ساخته شد.
بین سالهای 1865 تا 1868 بزرگترین، حجیم ترین و جسیم ترین ساعت دیواری جهان،در کلیسای سن پیر در فرانسه نصب گردید ارتفاع ساعت 1/12 متر عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده که از 90000 قطعه تشکیل یافته.در مقابل بزرگترین ساعت،ظریف ترین ساعت دنیا فقط 98/0 میلی متر قطر دارد. »
۵- شاه عباس كبير ، كسي كه مي توان ادعا كرد بيشترين سازندگي و آباداني در
ايران را انجام داده (در طول 2500 سال گذشته) آن سازنده بناهاي عظيم و با شكوه عالي قاپو و كاخ 40 ستون و بيش از 1800 كاروانسراي بزرگ در تمام ايران و 33 پل و پل خاجو و منار جنبان و ..... آيا در اين مملكت براي خود براي خود يك قبر آبرومند دارد ؟ اصلا قبرش كجاست ؟ از بين نزديك به10 نفر پادشاه صفوي ، چه كسي مي تواند نشانه قبر يكي از آنها را به من بدهد تا به زيارتش بروم ؟؟!!!
خلاصه اينكه باور كنيد اين موارد تنها از بين ده ها مورد و ادله انتخاب شدند و چون حوصله نداشتم بيشتر از اين دليل بياورم وگرنه مطمئن باشيد حداقل 30 دليل محكم ديگر دارم كه ارائه بدهم . به اين نكته دقت كنيد كه استاد پورپيرار نيامده مثلا دست روي يكسري اشتباهات كتابهاي تاريخي بگذارد مثلا روي اينكه اصلا در زمان شاه عباس كشوري به اسم آلمان وجود نداشته يا در زمان شاه عباس امكان محاسبه دقيقه و ثانيه نبوده بلكه ابتدا با دلايل بسيار محكم تر و تاريخي تر مطمئن شده كه از دوره هخامنشيان تا صفويه اصلا در ايران مردمي زندگي نمي كردند و بعد اين دلايل ريز و درشت رو براي اثبات ادعاش بيان كرده .
در آخر از شما مي خواهم با دقت هرچه تمام و با تفكر تمام دلايل بالا را هر روز در ذهنتون مرور كنيد و به دنبال جواب باشيد .
در ضمن قبلا گفتم كه عامل تمام اين دروغنوي سيها كساني جز «يهودي ها» نيستند . حالا مي خواهم يك عكس نشان بدهم شايد تا بحال دقت نكرديد ، به عكس زير كه مربوط به يك قلمدان زمان صفويه است خوب نگاه كنيد :


همونطور كه مي بينيد «همان ستاره هاي (دومثلث)منقش روي پرچم اسرائيل موسوم به ستاره حضرت داوود به صورت هنرمندانه و شگفت انگيزي در اين قلمدان تكثير شده » . البته نمي دونم شما چي قضاوت مي كنيد ولي در اكثر آثار صفويه مخصوصا مساجد اين نقش بارها تكرار شده و حتي دقت كردم در حال حاضر هم خيلي جاها از اين نقش استفاده مي شه ، اين يعني اينكه يهوديها هنوز هم دارند نقش ستاره پرچم خودشون رو تو كشور ما تبليغ مي كنند . از اين به بعد به اطرافتون بيشتر دقت كنيد ، نمونه هاي بسيار زيادي از اين نقش رو دور بر خودتون ، توي مسجد يا كتابخانه محلتون ، روي سقف يك هتل يا ... مي بينيد
اين وبلاگ مقدمه اي است بر وبلاگ (حق و صبر) براي كساني كه تازه با مبحث جديد و كلان (تاريخ حقيقي منطقه شرق ميانه) آشنا شده اند براي كسب يك پيش زمينه ذهني اوليه براي درك بهتر مباحث كلان ××××××××××××××××××××××××× «پوریم» نام واقعه ای است که یهودیان به کمک نیزه داران و سربازان هخامنشی و پادشاه شان «خشایار شا» مردم سرزمین ایران را قتل عام کردند